ترانه یکی از قالبهای شعر فارسی است که امروز در میان نسل جوان طرفداران بسیاری یافته است. یکی از مسائلی که ترانه امروز با آن مواجه است، نداشتن طراوت و شادابی گذشته است. تعدادی از شاعران معتقدند که این طراوت نداشتن و وجود فضای یاس و ناامیدی تنها به ترانه اختصاص ندارد، بلکه سایر هنرهای ما هم شادابی ندارند و شرایط نامناسب زندگی را در این موضوع دخیل میدانند. بعضی هم میگویند، ترانههای امروز از نظر شعری در سطح بسیار نازلی هستند و به مفهوم در آنها توجهی نمیشود.
خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دیدگاه تعدادی از شاعران را در اینباره جویا شد
نگرانی از آینده و انعکاس آن در ترانه
علیرضا طبایی با تقسیم ترانه به دو دسته توضیح داد: یک دسته آنهایی هستند که در ایران سروده نشدهاند که اینها هرچند باری از اندوه دارند، ولی بیشتر در یک تم هیجانآور هستند؛ زمینه این نوع ترانهها از نظر موسیقی زمینهای است که مخاطبان را به وجد می آورد، ولی از نظر کیفیت، این ترانهها بسیار نازل و فاقد ارزش هنریاند. این ترانهها، گرچه بعضیهایش تحت تاثیر استقبال از ترانههای آنطرف سعی کردند به سمت آنها بروند، ولی فرم بیشترشان مأیوسکننده و غمآلود است
وی این ریشه اندوه را در چند عامل میداند: یکی به دلیل اندوه و غمی است که با ما ایرانیان سرشته شده و این میراث را پیشینیان برای ما گذاشتهاند. بعد از انقلاب جوانان از ترانه استقبال بیشتری کردهاند؛ این نسل هم با مشکلاتی چون بیکاری، نگرانی از آینده و دغدغهها و اضطرابهایی که هر جوانی با آن روبهروست، مواجه است که نتیجه آن به صورت ناخودآگاه در آثار فرهنگی ما نمایان میشود.
ترانههای امروز آلودگی صوتیاند
عمران صلاحی جامعه ما را جامعهای پرتضاد دانسته و گفت: خواننده گاهی ترانهای شاد را غمگین و ترانهای غمگین را شاد میخواند. البته من ترانههای امروز را چندان دنبال نمیکنم، اما با همان تعداد اندکی هم که برخورد کردهام، به ظاهر تنها آلودگی صوتی هستند و حرفی برای گفتن ندارند.
وی یادآور شد: امروز میبینیم شعر غمانگیز است، ولی آن را به صورت شادی درمیآورند و گاهی هم برعکس این موضوع وجود دارد. جامعه ما جامعهای پرتضاد است که این موضوع حتا در ترانه ما هم نمود یافته است. در ترانههای امروز علاوه بر شرایط اجتماعی، شرایط درونی شاعر نیز تاثیر دارد؛ فضای نامناسب اجتماعی و شرایطی که یک شاعر برای چاپ آثارش با آن مواجه است، بهعلاوه مشکلات دیگر، در غمآلود بودن شعر و ترانههای امروز مؤثراند.
نسل ترانهسرای امروز و غمزدگی
محمدعلی بهمنی نیز معتقد است: دلیل اینکه ترانه امروز نسبت به گذشته طراوت ندارد، این است که نسلی که امروز ترانهسرایی میکند، نسل غمزدهای است. نسل امروز، نسلی است که درگیری سرسامآور اجتماعی و سیاسی را با هم دارد و طبیعی است که انتظار چیزی جز آنچه در ترانه امروز هست، نمیتوان داشت؛ چرا که بازتاب محیط و پیرامون آدمهاست.
وی تاکید دارد: وقتی نسل امروز سرگردانی داشته باشد، جز آن را در شعرهایش نمیتواند انعکاس دهد. این موضوع یکی از چیزهای اولیه است که هر آنچه در جامعه اتفاق میافتد، در شعر انعکاس یابد.
بهمنی گفت: با ترانه امروز، هنری نمیتوان برخورد کرد؛ چون هنر تعریف آفرینش دارد، ولی در ترانههای امروز هیچ آفرینشی نمیبینم و همهاش ساختهشده است. وقتی هم که میخواهد ساخته شود، ذهنیت خود بهخود قدری به توقع جامعه برمیگردد. امروز هم روزگار ما به شکلی روزگار اندوه است که به طور طبیعی در شعر و ترانه هم انعکاس مییابد.
ترانه و تبدیل آن به کالای مصرفی
عبدالجبار کاکایی درباره طراوت نداشتن ترانههای امروز گفت: اغلب ترانههای امروز به سمتی میروند که طراوت و شادابی گذشته خود را از دست میدهند. در ترانه امروز ممکن است طراوت وجود داشته باشد، اما ملایمت شاعر در "صلحجو" و "آرامشطلب" بودن و "عاشقانه" سخن گفتن او، دیگر در ترانه امروز وجود ندارد.
وی با اشاره به ترانه مفهومگرا، معتقد است: بیشتر ترانهسرایانی که در داخل کشور فعالیت میکنند، حداقل ایده و آرمانشان این است که مفهومی شعر بگویند و به طرح پرسش در حوزههای مختلف بپردازند. شاخصترین آنها علی معلم است که پیچیدهترین شکل معنا و لفظ را در خدمت ترانه مفهومی گذاشته است که زیرمجموعههای علی معلم هم در کشور ما کم نیستند؛ تلاش میکنند با این جریان مقابله، و ترانه اصیل ایرانی را حفظ کنند.
ترانههای امروز و مشکل شعری
کاظم سادات اشکوری از کسانی است که معتقد است، طراوت نداشتن، تنها به ترانه اختصاص ندارد، بلکه در کل هنرهای ما زمینهای از غم وجود دارد.
به گفته او همچنین بسیاری از ترانههای امروز از نظر شعری اشکال دارند؛ در گذشته ترانههای ما از نظر ویژگیهای شعر در سطح بالایی بودند و گاهی حتا تا شعر اصلی ارتقا مییافتند و شاعرانی قدر و درست و حسابی، این ترانهها را میسرودند.
وی یکی از دلایل شاداب نبودن ترانه امروز را شفاف نبودن فضای امروز جامعه ما میداند: مردم ما هم غمگین هستند. گذشته از آن، اغلب هنرهای ما حتا اگر شاداب هم باشند، مایهای از غم را در خود دارند. این موضوع از گذشته وجود داشته و با توجه به اوضاع زمانه، بیشتر یا کمتر شده است.
ترانه امروز؛ تکرار و رکود
پرویز خائفی هم مانند سادات اشکوری میگوید که ترانههای امروز از نظر شعری و محتوایی ضعیفاند و عوامل زیادی را در شاد نبودن و وجود ناامیدی در ترانههای امروز دخیل میداند.
او اما عامل محوری شاد نبودن ترانهها را، وضع اجتماعی و سیاسی جامعه ذکر دانست و افزود: سرخوردگیها و خستگیهای مردم، کمبود زندگی خوب مادی و... از دیگر عواملی هستند که در طراوت نداشتن ترانه امروز دخیلاند.
وی با اعتقاد بر اینکه ترانه به تناسب معیارهای روحی جامعه رشد میکند، معتقد است: امروز جامعه به دلایل مختلفی در حال افسردگی است که این امر خواه ناخواه در ترانه امروز تاثیر میگذارد. اگر شرایط مناسبی در جامعه ایجاد شود، ترانه و سایر هنرها رشد خواهند داشت.
او همچنین تصریح کرد: نهتنها در ترانه امروز هیچ فرازی نیست، بلکه در شعرمان هم فرازی وجود ندارد و شعر امروز همهاش تکرار و رکود است.
ترانهسرای امروز و بلد نبودن موازین شعری
سیروس نیرو نیز معتقد است: ترانه امروز پشتوانه چندانی ندارد و به این دلیل هر چیز دم دستی در آن میآید. ترانهسرایان جوان امروز بدون توجه به اصول شعری، ترانههایی را میسازند که هیچکدام ماندگار نخواهند بود؛ تنها مدتی کوتاه زمزمه و بعد به فراموشی سپرده میشوند.
او در گفتوگو با خبرنگار ایسنا افزود: جوانان امروز جوانانی مأیوس هستند؛ چگونه از آنها میتوان انتظار داشت ترانهای شاد بسازند؟ طبیعی است که آنها غم و اندوه و شرایط نامناسب اجتماعی را در ترانههایشان انعکاس دهند.
وی اعتقاد دارد: اگر ترانههای گذشته گویای غم و اندوهی بود، لااقل از نظر اصول شعری، درست بود و در پایان نیز در آنها نوعی امید وجود داشت، ولی ترانههای امروز فاقد این ویژگیها هستند.
شورای شعر و موسیقی صدا و سیما و ارایه قرائتی رسمی
همچنین جلیل صفربیگی در اینباره به تلفیق ترانه با موسیقی به این دلیل که طراوت و نشاط را به جامعه تزریق میکند، اعتقاد دارد و معتقد است: این امر در شوراندن عواطف و احساسات مردم نقشی انکارناپذیر دارد. ترانه از دیرباز آلام و آمال اقوام و فرهنگهای مختلف را بازتاب داده است؛ ترانه شعر زندگی است، سرشار از احساس و شاعرانگی با درونمایهای که با فرهنگ و باورهای مردم گره خورده است.
او عملکرد شورای شعر و موسیقی صدا و سیما را در ارایه قرائتی رسمی و دولتی از ترانه و سفارش و تولید ترانههایی با مضامین خاص، قابل بررسی و بازنگری میداند: شفافیت در این عرصه به تلطیف فضای ترانهسرایی در کشور کمک میکند.
وی با اشاره به جای خالی نقد خوب در حوزه ترانه و ترانهسرایی گفت: جای خالی نقد در حوزه ترانهسرایی باعث شده کمتر به تبیین اصول و قواعد ترانهسرایی پرداخته شود و به نظر میرسد ترانه امروز، به آسیبشناسی جدی نیاز دارد و در این میان، نظرات اصحاب شعر و موسیقی، راهگشای ترانهسرایان جوان کشور میتواند باشد.
چشمپوشی شاعران از تمام مضامین شاد
مسعود احمدی در اینباره به ایسنا گفت: ترانهسرایان جدید بر ابزار کار خود مسلط نیستند.
وی همچنین اعتقاد دارد: خط قرمزها در همه حوزهها، ازجمله ترانهسرایی، آنقدر زیاد است که خواهناخواه ترانهسرا را به خودسانسوری وادار میکند و ترانهسرا، ناگزیر، از هر مضمون پرشور و نشاط چشم میپوشد.
به گفته این شاعر، در دوران انقلاب، شعرها و ترانههای حماسی - سیاسی، این عرصه را به خود اختصاص داد؛ اما به تدریج و بخصوص در سالهای اخیر ترانهسرایانی پیدا شدند که اغلب بر ابزار کار خود مسلط نیستند، یعنی نه از شعر کلاسیک و نه از شعر نو ما چندان بهرهای نبردهاند و به همین دلیل ترانههایی ساخته میشوند که حتا اگر از مضمونی جذاب و دلپذیر برخوردار باشند، به علت توانایی نداشتن شاعر یا ترانهسار از ساخت و بافتی عالمانه و هنرمندانه بیبهرهاند و ناگزیر علاوه بر آنکه تاثیر بایسته را در مخاطب نمیگذارند، بهآسانی فراموش میشوند.
وی یادآور شد: امروزه، بویژه ترانهسرایان مقیم خارج، این گونه ادبی و هنری را چنان به ابتذال تهوعآوری کشیدهاند که فقط اسباب شرمساری است و گویا فرهنگ و پسند پارهای از هموطنان مقیم خارج چنان نازل شده است که جز با این اباطیل ارضا نمیشود.
ترانههای غمگین در کنار ترانههای شاد
اما عباس سجادی گفت: ترانههایی که در آنها شادابی وجود ندارد، بیشتر به شاعران جوانی بازمیگردد که روح سرکشی دارند. شاعرانی که پختهتر هستند و ترانه میسرایند، امید و طراوت در شعرهایشان موج میزند، ولی در کار جوانترها کمتر طراوت دیده میشود.
وی با اشاره به جملهای از ولادیمیر مایاکوفسکی که میگوید «شعر سفارش جامعه است»، متذکر شد: ترانه هم به عنوان زیرمجموعهای از شعر، از این موضوع جدا نیست؛ یعنی هرچه در جامعه اتفاق افتد، طبیعتا در شعر انعکاس مییابد.
او افزود: با این بحث که گفته میشود، ترانههای ما یأسآلود و از فضای شاد عاری هستند، موافقم؛ ولی به این نکته نیز اعتقاد دارم که ممکن است ترانههای ما اینطور باشند، اما خیلی سیاه نیستند و در کنار این ترانههای غمگین، ترانههایی شاد و عاشقانه و مفرح نیز داریم.
سجادی همچنین ترانه امروز ما را با ترانه گذشته غیرقابل مقایسه دانست: ترانههای امروز بیشتر از سوی جوانانی گفته میشوند که خود به یأس دچاراند و پختگی لازم را نیز در شعر ندارند؛ ولی در گذشته شاعرانی که به کار خود مسلط بودند، ترانه میسرودند و در کارشان طراوت و شادابی موج میزد.
روآوردن به ترانه برای شهرت
رحیم رسولی نیز ترانههای امروز را با نوعی یاس همراه میداند که بیشتر بر مبنای عشقهای در دسترس هستند.
وی معتقد است: اخیرا ترانه بسیار زیاد شده است و چون دنیای سودآوری، سرمایهداری و تکنولوژی بر دنیای ادبیات چربیده است، شاعران زیادی به ترانهسرایی رومیآورند.
او یکی از دلایل رویکرد زیاد شاعران را به ترانه، قابل خرید و فروش بودن آن میداند: شهرت به دنیای سرمایهداری و محبوبیت به دنیای ادبیات تعلق دارد؛ اما این شهرت است که قابل معامله است و شاعرانی که به ترانهسرایی روی میآورند، فکر میکنند از این طریق زودتر به نتیجه میرسند و در واقع میخواهند به شهرت برسند.
وی تاکید دارد: هر چند از ترانههای امروز استقبال میشود، ولی واقعیت این است که جایگاه شعر و ترانه ما هنوز مشخص نیست.
ترانهی امروز بدون موسیقی هیچ است
یدالله مفتون امینی هم ترانه امروز را غمآلود دانست و توضیح داد: ترانه همیشه دارای لحن غم و غصه و حرمان بوده است. ترانه گذشته اگر هم لحن غم واندوه داشت، اما آخر آن همیشه امیدواری و شادی بود؛ ولی ترانههای امروز سراسرش غم و اندوه است، بدون اینکه پایان خوشی داشته باشد.
به گزارش ایسنا وی با اعتقاد بر اینکه اگر ترانه همیشه غمآلود بوده، دلیلش این است که مردم ترانه غمآلود را بیشتر از ترانه شاد دوست دارند، ادامه داد: خیلی به ترانههای نسل جوان دقت نکردهام، ولی چیزی که دیدهام این است که همراه شدن ترانه با موسیقی در شاد یا غمگین شدن آن تاثیر فراوانی دارد و بستگی دارد چه خوانندهای ترانه را بخواند؛ بنابراین جدا از مضمون غم و اندوه، موزیک و خواننده نیز در شاد بودن ترانه تاثیر دارند.
دلسوزی و تایید ترانهها
اکبر آزاد نیز معتقد است، وقتی طراوت و شادابی در زندگی وجود نداشته باشد، چگونه از شادی در ترانه میتوان سخن گفت. وضع ترانه ما این شده که از روی دلسوزی هر ترانهای را تایید میکنند و خوانده میشود، به این دلیل سطح ترانه امروز بسیار نازل شده است. شاید اگر خیلیها امروز به ترانه روی آوردند، به این دلیل بوده که از نظر مالی تامین نبودهاند.
وی همچنین گفت: برای درست شدن ترانه سالها وقت لازم است. امروز خیلیها فکر میکنند چون بسیاری چیزهای سطحی و نازل باب شده است، شعر گفتن نیز کاری ندارد. ترانهسرایی جنم شاعری هم میخواهد؛ هرچند این یک درصد مهم است و 99 درصد، کار و استمرار در کار و زحمت کشیدن است، ولی این موضوع امروز اهمیت چندانی ندارد.
او معتقد است: ترانه زبان دیگری است؛ زبانی است که همه باید آن را بفهمند، هم مردم عادی و هم کسی که دکتر ادبیات است، ولی نکتهی اساسی در ماندگاری ترانه این است که ترانه را باید برای مردم ساخت.
یکنواختی ترانههای امروز
همچنین محمدعلی شیرازی گفت: هر تراوشی که از مغز بیرون میآید، مقداری از درون شاعر نشأت میگیرد و اگر او روحیه شادی داشته باشد، قطعا در شعرش نمود خواهد یافت. یک ترانهسرا یا شاعر آنچه را در روح و فکرش میگذرد، بیرون میریزد؛ یعنی اگر از نظر درونی غم و اندوه و یا شادی داشته باشد، آن را در شعرش منعکس میکند.
او با اشاره به ترانههای گذشته و تفاوت آن با ترانههای امروز یادآور شدد: سابقا ترانهها روی ملودی ساخته میشدند و این موضوع باعث میشد کار یکنواخت نباشد، ولی امروز ترانه از روی وزنهای عروضی ساخته میشوند و این یکنواختی خود بهخود خستهکننده خواهد بود. در ترانه امروز، ترانهسرا دیگر حال و حوصله گذشته را ندارد و شرایط بد اقتصادی نیز مزید بر علت شده تا کسی به نشستن و کار زیبا ساختن رغبت نداشته باشد؛ به این دلیل ترانهسرا میخواهد زودتر به نتیجه برسد و اثرش را به پول برساند و طبیعی است که این اثر، اثری هنری نخواهد بود.
ترانههای امروز ما شور و نشاط دارند
فاطمه راکعی اما معتقد است که ترانه امروز ما شور و نشاط دارد؛ وی توضیح داد: بر ترانههایی که مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دارند و یا آنهایی که از صدا و سیما پخش میشوند، یأس و اندوه حاکم نیست.
او گفت: بهگمانم ترانههایی که مضمونی یأسآلود و غمانگیز دارند، به ترانهسرایان خارج از کشور متعلقاند که در آنجا احساس غربت میکنند و به دلیل مشکلات ناشی از زندگی در غربت از همه چیز بریده و ترانههایی غمانگیز میسازند که این موضوع هم طبیعی است
وی معتقد است: اگر زمانی هم ترانههایی با تم یأس و اندوه ساخته میشوند که روحیه یأس را به جامعه تزریق میکنند، باید در روشهای گزینش شورای شعر صدا و سیما و نحوه مجوز دادن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجدیدنظر صورت گیرد.
نبود تعهد شاعران و یأسآلود بودن ترانه
علی باباچاهی نیز گفت: اگر این فرض درست باشد که واقعا ترانهها فاقد جنبههای انبساطی باشند، در این صورت، این تاثر رابطه محکمی با وضعت خاص جامعه دارد. جهان مدرن و جوامعی که به تبع آنها به نوعی زیست ادامه میدهند، به ناچار درگیر مسائل مصرف هستند، یعنی خود را با الگوهایی جامعه غربی که مبتنی بر مصرفگرایی است، تطبیق میدهند.
وی افزود: دیگر اینکه اصولا ترانههای رسمی ترانههایی هستند که از منشور خاص نظام سرچشمه میگیرند؛ این ترانهها ناخواسته با اما و اگرهایی روبهرو هستند، یعنی شاعران ملاحظه خیلی کارها را میکنند و همین ملاحظهکاری کار دست آنها داده و آنها را از خلاقیت نسبی هم بازمیدارد.