حكيم عمر خيام نيشابوري،رياضيدان، اخترشناس، طبيعيدان، موسيقيشناس، فيلسوف و شاعر بلندپايه، روز چهارشنبه 18 ذيقعده 439 قمري برابر با 28 ارديبهشت 427 خورشيدي در شهر نيشابور به دنيا آمد. عمر نام خاص او، غياث الدين عنوان افتخاري او و خيام نشان دهندهي آن است كه پدر يا نياكانش پيشهي خيمه دوزي داشتهاند. درس و تحصيلات خود را در همان شهر نيشابور گذرانده و روايتي حاكي از آن است كه در حوزهي درس امام موفق نيشابوري، فقيه بزرگ عصر خويش شاگردي ميكرده است.
سال شمار زندگي خيام
439 ق/427 خ، روز چهار شنبه 18 ذيقعده الحرام/ 28 ارديبهشتماه در نيشابور به دنيا آمد.
467 ق/453 خ، به دعوت سلطان ملكشاه سلجوقي به اصفهان رفت.
468 ق/454 خ، كتاب الرساله في البراهين علي مسائل علم الجبر و المقابله معروف به جبر و مفابله را نوشت.
470 ق/456 خ، كتاب شرح ما اشكل من مصادرات كتاب اقليدس را نوشت.
472 ق/458 خ، خطبهي ابن سينا در توحيد را از عربي به فارسي ترجمه كرد.
473 ق/459 خ، كتاب الرساله الكون و التكليف را در پاسخ به قاضي ابونصر محمد بن عبدالرحيم نسوي نوشت.
458 ق/471 خ، سلطان ملكشاه سلجوقي درگذشت و خيام پس از 18 سال از اصفهان به نيشابور بازگشت.
506 ق/491 خ، با نظامي عروضي سمرقندي و امام ابوالمظفر اسفزاري در شهر بلخ ديدار كرد.
508 ق/ 493 خ، در مرو اقامت كرد.
526 ق/510 خ، روز آدينه 11 محرم الحرام/19 آذرماه در نيشابور چشم از جهان فروبست.
كتابهاي خيام
1. الرساله في البراهين علي مسائل علم جبر و المقابله
2. الرساله في الاحتيال المعرفه مقداري الذهب و الفضه في جسم مركب منها
3. الرساله في شرح ما اشكل من مصادرات كتاب اقليدس
4. ترجمهي فارسي خطبهي ابن سينا در توحيد
5. الرساله في قسمه ربع الدايره
6. رساله في الكون و التكليف
7. الرساله القول علي جناس التي بالاربعه
8. الساله ضروره التضاد في العالم و الجبر و البقاء
9. الرساله الالضياء العقلي في موضوع العلم الكلي
10. الرساله في علم كليات وجود
11. الرساله في الوجود
12. الرساله جواب الثلاث مسائل
13. نوروزنامه
14. رباعيها
15. مشكلات حساب(مفقود)
16. شرح المشكل من كتاب الموسيقي(مفقود)
17. مختصر في طبيعيات(مفقود)
18. لوازم الامكنه(مفقود)
دستاوردهاي خيام
• بسط دو جملهاي(a + b) به توان n
• تقويم جلالي
• شرح معادلههاي درجهي اول، دوم و سوم
• ساختن ترازويي براي محاسبهي چگالي
خيام رياضيدان
1. پروفسور محسن هشترودي (1356-1286 خورشيدي) دكتراي رياضي از دانشگاه سوربن فرانسه دربارهي او گفته است:
• سامانيابي جبر نخست توسط محمد بن موسي خوارزمي انجام شد و در مرحله بعد، حكيم خيام در هندسه، به اصل توازي( يعني از هر نقطه خارج از يك خط، فقط ميتوتن يك خط موازي با آن رسم كرد) و در جبر به طبقه بندي و حل معادلههاي درجهي اول، دوم و سوم پرداخته است. اهميت كار علمي وي نزد اهل فن چنان آشكار است كه او را نسبت به عصر خويش چهار قرن به دوران معاصر نزديكتر ميدانند. كارهاي او در جبر بيشتر به عصر دكارت، پاسكال و نيوتون متعلق است تا به زمان خود خيام. از اين رو، ميتوان او را بزرگترين رياضيدان عصر خود و شايد بزرگترين رياضيدان دوران علوم اسلامي دانست.
• پس از تسلط عربها بر ايران، تقويم هجري قمري رواج يافت و چون با فصلهاي سال سازگار نبود، در كار دريافت ماليات و كشاورزي مشكلاتي پديد آورد. از اين رو، سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقي در سال دوم سلطنت جمعي از جمله خيام را به اطلاح آن فرمان داد. آنان پس از چهار سال تلاش، تقويم جلالي را بنيان نهادند كه بر اساس گردش زمين به دور خورشيد(سال خورشيدي، محاسبه ميشود. آغاز سال جلالي، نخستين روز بهار( نوروز) است و مدت زمان يك سال خورشيدي، 356/2424 شبانهروز است كه خطاي محاسبهي آن فقط 0002/.0 روز است. به طوري كه هر 5 هزار سال يك روز خطا دارد، حال آن كه تقويم ميلادي هر 3322 سال يك روز خطا وجود دارد.
• خيام از كارهاي ارشميدس در فيزيك آگاه بود و آنها را دنبال ميكردو او ترازويي ساخته بود كه درصد طلا و نقرهي آلياژي را كه از آن دو تشكيل شده بود، اندازهگيري ميكرد.
• او در رساله هندسي خود به نوشتهي ديگر خويش به نام شرح المشكل من كتاب الموسيقي اشاره كرده است. از اين كتاب فقط چند صفحه با نام القول علي اجناس التي بالاربعه( گفتارهايي دربارهي انواع چهارگان) باقي مانده است. وي در اين نوشته از 21 نوع تقسم بندي فاصله 3/4 كه شامل چهار نت و سه فاصله مختلف است بحث كرده است.
2. دكتر غلامحسن مصاحب(1358-1289 خورشيدي)، دكتراي رياضي از دانشگاه كمبريج انگلستان، دباره ي او گفته است:
• كتاب جبر و مقابله يكي از مهمترين كتابهاي خيام است كه آن را از عربي به فارسي ترجمه كردم. اين كتاب به زبان انگليسي و روسي نيز ترجمه شده و مورد توجه رياضيدانان جهان است. او در اين كتاب معادلههاي درجهي اول، دوم و سوم را معرفي و به روش هندسي با استفاده از مقطع مخروطي حل كرده است. در بخشي از صفحههاي آغازين اين كتاب آمده است: به ياري خدا و توفيق نيك وي، گويم كه فن جبر و مقابله فني است علمي كه موضوع آن عدد مطلق و مقدارهاي قابل سنجش است، از آن جهت كه مجهولاند ولي مرتبط با چيز معلومي هستند كه به وسيلهي آن ميتوان آن را استخراج كرد و اين چيز يا كميتي است و يا رابطهاي است كه بستگي به معلوم و مجهول به آن است، و از بررسي و تحليل مجهولات موضوع مساله استنباط ميشود.
• عادت جبريها اين است كه در فن خود مجهولي را كه ميخواهد استخراج كنند، شيء [X] و حاصلضرب آن را در مثل خودش، مال [X 2 ] و حاصلضرب مال آن را در آن، كعب [X 3] و حاصلضرب كعب آن را در مثل آن، مال مال [X 4] و حاصلضرب كعب آن را در مال آن، مال كعب [X 5] و حاصلضرب كعب آن را در خودش، كعب كعب [X 6] گويند و به همين قياس تا هر مرتبه كه پيش رويم.
3. پرويز شهرياري، استاد آموزش و تاريخ رياضي، درباره ي او گفته است:
• حكيم خيام در مقالهي نخست شرح مااشكل من مصادرات اقليدس، ضمن جست و جوي راهي براي اثبات اصل توازي، مبتكر مفهوم عميقي در هندسه است. او پارهخط راستي را در نظر ميگيرد و از دو انتهاي آن، دو پارهخط راست برابر، عمود بر پاره خط راست اول و در يك طرف رسم ميكند. اگر دو انتهاي پارهخطهاي راست عمود را به هم وصل كنيم، يك چهار ضلعي به دست ميآيد و با دو زاويهي قائمهي مجاور و دو ضلع روبهروي برابر كه به دو زاويهي قائمه متصل هستند. اگر بتوان ثابت كرد، دو زاويهي ديگر اين چهار ضلعي، كه خيام آن را چهار ضلعي دو قائمهي متساوي الساقين مينامد، قائمه است، مثل اين است كه اصل تساوي را ثابت كرده باشيم.
خيام شاعر
1. استاد جلالالدين همايي(1359-1278 خورشيدي)، استاد دانشكدهي ادبيات دانشگاه تهران و متخصص رياضي و نجوم دورهي اسلامي، دربارهي خيام گفته ست:
• همزمان با بازگشايي رسمي آرامگاه جديد خيام كتابي به نام خيامينامه منتشر كردم كه در آن نتيجهي پژوهشهاي خود را دربارهي خيام و آثار او آوردهام. موضوع نخستين جلد خيامينامه، رسالهي شرح مااشكل من مصادرات اقليدس است كه ويدمان و ژاكوب آن را به آلماني و دكتر عليرضا امير معز آن را به انگليسي ترجمه كردهاند. اين اثر به روسي نيز ترجمه شده است. در بخشي از اين كتاب آمده است: باري چون در كتاب اصول اقليدس در آن سه موضوع كه اشاره شد خلل و نقيصهاي يافتم كه تا كنون اصلاح نشده بود، اهتمام خود را مصروف بر اصلاح آن كردم.
صادق هدايت، استاد ادبيات و زبات پهلوي(1330-1281خورشيدي)، دربارهي او گفته است:
• ترانههاي خيام به قدري ساده، طبيعي و به زبان دلچسب ادبي و معمولي گفته شده است كه هر فردي را شيفتهي آهنگ و تشبيههاي قشنگ آن ميكند و از بهترين نمونههاي شعر فارسي است. خيام قدرت اداي مطلب را به اندازه اي رسانيده كه گيرندگي و تاثير آن حتمي است و انسان به حيرت ميافتد كه يك عقيدهي فلسفي مهمي چگونه ممكن است در قالب يك رباعي بگنجد و چگونه ميتوان چند رباعي گفت كه در هر كدام يك فكر و فلسفهي مستقل مشاهده شود و در عين حال با هم هماهنگ باشند.
3. فريدون مشيري دربارهي او چنين سروده است:
حكيم نيشابور
|
چون صبح نيشابور ، دلي روشن داشت
همواره پيامآور بيداري بود
وارستهء دل به زندگاني بسته
آن لحظه شناس دم غنيمت دان را
بيدارتر از روان بيدار جهان
چشم از همه شو گشاده در كار جهان
هر چند به اسرار جهان راه نبرد
دانست چگونه خوب مي بايد زيست
بسيار اگر زمي ، سخن گفت و ستود
دنبال نجات لحظه ها مي گرديد
گرگوش كني ، هر سخنش فرياد است
گر در نگري ان چه در انديشه اوست |
بر جان ، زپرند علم ، پيراهن داشت
تاريكي خواب جهل را دشمن داشت
جز مرگ زدام هر چه باور رسته
نيروي يقين به زندگي پيوسته
با نور خرد رفت به ديدار جهان
يك ذره نبرد ره به اسرار جهان
دانست چگونه راه بايست سپرد
دانست چگونه خوب مي بايد مرد
مي در معنا ، نمادي از شادي بود
جان را به نشاط ، رهبري مي فرمود
خلق كه فرياد به گوشش باد است
پيكار بزرگ داد با بيداد است |
براي مطالعهي بيشتر
1. معتمدي اسفنديار، حسيني ايراني حجت الحق، پژوهشي در انديشه و آثار حكيم عمرخيام، نغمهي زندگي، چاپ دوم1383
2. حسينس ايزاني، حجت الحق، دو رسالهي خيامي، اهل قلم، چاپ اول 1381